1- مدل میتنزبرگ
مینزبرگ در سال 1990 مدلی را برای انتخاب استراتژی ارائه داده است در این استراتژی مینتزبرگ بحث ارزیابی نقاط قوت و ضعف داخلی و ارزیابی فرصت ها و تهدیدات محیطی را مطرح میکند و این ارزیابی تحت تاثیر باورهای مدیر، باورهای و ارزشهای اجتماعی قرار گرفته است و استراتژی مناسب انتخاب شده و در گام های بعدی ارزیابی استراتژی و اجرای آن را مورد تاکید قرار میدهد.

2- مدل دیوید
فرآیند تدوین استراتژی بر اساس مدل دیوید و هانگر:
1-مرحله اول – چارچوب تدوین استراتژی ها شامل:
- ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (IFE)
- ماتریس عوامل خارجی (EFE)
- ماتریس بررسی رقابت (CPM)
2-مرحله دوم – مقایسه شامل ابزارها و روشهای:
- ماتریس فرصتها، تهدیدها، قوت ها و ضعف ها (TOWS)
- ماتریس داخلی و خارجی
- ماتریس BCG
- ماتریس ارزیابی موقعیت و اقدام استراتژیک
- ماتریس استراتژی اصلی
3- مرحله سوم – تصمیمگیری:
ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی (QSPM)
3- مدل BCG (گروه مشاوران بوستون)
این مدل جزو اولین مدل های تدوین استراتژی در عرصه اقتصاد و برنامه ریزی توسعه جوامع به شمار میرود. در این مدل ساده ترین راه شناسایی وضعیت سرمایهگذاری معرفی شده است. مدل BCG براساس محور مختصات یک جدول چهارخانه ای (شکل زیر) زیر را تشکیل میدهد که روی محور X ها موقعیت رقابتی نسبی و روی محور Yها نرخ رشد صنعت نشان داده میشود. هر یک از خطوط تولید یا واحدهای کسب و کار براساس نرخ رشد صنعت و نیز سهم نسبی آن در بازارهای مربوط روی این ماتریس ترسیم میشوند. موقعیت رقابت نسبی شرکت عبارت است از سهمی که آن واحد در بازار صنعت دارد تقسیم بر سهم بازار واحد مشابه که به بزرگترین رقیب تعلق دارد. نرخ رشد صنعت عبارت است از درصد رشد بازار یعنی درصد افزایش فروش محصولات یک واحد تجاری خاص. در این ماتریس فرض بر جذابیت بازار تحت بررسی است. براساس موقعیت شرکت مورد بررسی در یکی از چهارخانه (1. رشد بالا، سهم بالا 2. شد بالا، سهم پائین 3. رشد پائین، سهم بالا 4. رشد پائین، سهم پائین) قرار می گیرد که به ترتیب:
1. خانه ستاره ها 2. خانه سوال ها 3. خانه گاوهای شیرده 4. خانه سگ های هار نام می گیرند.

* قرار گرفتن در موقعیت ستاره ها بدین معناست که محصولات برتر و پر طرفدار در اوج حیات خود قرار دارند. شرکت به اندازه کافی پول برای سرمایهگذاری دارد تا بتواند سهم خود را در بازار حفظ کند.

4- مدل تدوین استراتژی GE (جنرال الکتریک)
در مدل BCG جهت ارزیابی قوت ها و ضعف های هر کسب و کار تنها یک معیار محیطی و یک معیار سازمانی یعنی رشد بازار و سهم بازار به کار میرود، در صورتیکه در GE چندین عامل، مورد استفاده قرار می گیرد. در مدل GE بجای چهار خانه ماتریس BCG از نه خانه استفاده می شود تا ارزیابی دقیق تری بین موقعیت های واحد کسب و کار پدید آید. این ماتریس با مبنا قراردادن شدت جاذبه بازار در درازمدت و عوامل رقابتی موسسه تقسیم بندی دقیق تری در نه بخش ارائه داده است.
چهار استراتژی اصلی زیر به شرح جدول (7-5) برای مناطق نه گانه مدل GE معرفی میشود:
7. سرمایهگذاری و توسعه فعالیت
8. رشد گزینشی
9. برخورد احتیاطی و گزینشی (استراتژیهای سرمایهگذاری انتخابی و بهینه سازی)
10. حذف سرمایه(استراتژیهای عقب نشینی و انحلال)
مشخص میشود که مدل GE بر خلاف مدل BCG برای SBUهایی که در سطح متوسط وضعیت رقابت و بازار قرار دارند، نیز استراتژیهایی را پیشنهاد میکند، ولی همچنان محدودیتی که وجود دارد این است که استراتژیهای پیشنهادی سطح متوسط، آنچنان که باید بصورت کامل و دقیق پیشنهاد نمیشوند.

همچنین مدل GE (بر خلاف BCG که روی تراز نقدینگی تأکید دارد) بر سرمایهگذاری و اولویتهای آن تأکید میکند. از ویژگیهای مهم دیگر مدلGE ضمن امکان ارزیابی و تولید و بازارهای موجود که موسسه در آن فعالیت میکند، توانایی تجزیه و تحلیل بازارها و حوزه های مختلفی است که شرکتها هنوز به آنها وارد نشده ولی اندیشه ورود به آنها را دارا می باشند.

5- مدل پورتر
شاید بتوان گفت که مدل رقابتی پورتر، مشهورترین و کارآمدترین مدل تدوین استراتژی است. این مدل بر شرایط رقابتی و حساسیت بالا نسبت به ورود و خروج رقبای بالقوه به بازار و ارتباط بین نیروهای مؤثر بر عملکرد رقابتی سازمان تأکید دارد. اساس تدوین استراتژی، سازگار بر رقابت است.
بطور کلی وضعیت رقابت برای یک سازمان مبتنی بر پنج نیروی اساسی است.
- چشم و هم چشمی بین سازمانهای رقیب
- تهدیدات ناشی از ورود یا رونق گرفتن محصولات جایگزین در بازار
- تهدیدات ناشی از ورود رقبای جدید و تلاش برای پیشی گرفتن از یکدیگر در قلمرو صنعت مورد نظر
- قدرت تآمین کنندگان در تحمیل خواسته های خود به شرکت
- قدرت خریداران در تحمیل خواسته های خود به شرکت
قدرت جمعی این نیروها، ظرفیت سودآوری نهایی یک تجارت را معین میکند. در صنعتی که از نظر اقتصاد دانان کاملاً رقابتی تلقی میشود، موفقیت آسان است. اما این گونه ساختار صنعتی برای سودآوری بلند مدت بدترین چشم انداز را دارد.

پورتر خاطرنشان می سازد، چاچوبی که او عرضه داشته، میتواند به طراحی استراتژیهای قابل اعتمادتری کمک مؤثر نماید.
6- مدل SWOT
تحلیل SWOT علاوه بر اینکه مدل تکمیل شده و توسعه یافته مدل های تدوین استراتژی ذکر شده به ویژه مدل خط مشی هاروارد، مدل BCG (با لحاظ کردن دو عامل درونی و بیرونی یعنی موقعیت رقابتی و نرخ رشد صنعتی) و مدل GE (با لحاظ کردن عوامل متعدد درونی و بیرونی در قالب سهم بازار و جذابیت صنعت) بود خود به یک پایه مهم در مدل های بعدی تبدیل شد. براساس مدل SWOT که شبیه ماتریس استراتژی اصلی است، هر سازمان در هر وضعیتی که باشد روی یکی از خانه های متعلق به ماتریس استراتژیهای اصلی قرار می گیرد. در مدل SWOT محور X ها به فرصت ها و تهدیدها و محور Yها به قوت ها و ضعف ها اختصاص مییابد. براساس آنچه در شکل زیر آمده است فرصت های محیطی سازمان روی محور xها قسمت راست با اعداد مثبت، تهدیدها روی محور Yها قسمت چپ با اعداد منفی، نقاط قوت، روی محور Yها و قسمت بالا با اعداد مثبت و نقاط ضعف قسمت پائین روی محور Yها با اعداد منفی قرار گرفته و پس از مشخص شدن ین ابعاد درونی و بیرونی جایگاه سازمان دریکی از خانه های 1 تا 4 قرارمی گیرد. خانه 4 به استراتژیهای توسعه یا تهاجم، خانه 2و 3 استراتژیهای ادغام یا ثبات و خانه 4 استراتژیهای کاهش یا دفاعی اختصاص مییابد.

مدل SWOT
این مدل گرچه ابعاد درونی و بیرونی سازمان را مدنظر قرار میدهد لیکن به لحاظ اجرایی مکانیسم مشخصی ارائه نداده و روش آن غیر کمی و مبتنی بر ذهنیت است. در هر حال به لحاظ طرح محیط در تدوین استراتژی و محدود شدن به عوامل خاصی که در مدل های BCG و GE آمده است دست مدیران را باز گذاشته و از این نظر منطقی تر به نظر می رسد اما مشخص نیست براساس کدام شاخصهای کمی و ارزیابی آنها یک سازمان در خانه 1 یا 2 و 3 و 4 قرار می گیرد.
7- مدل CMS
مدل CMS مدلی بود که در گذشته از آن برای تدوین برنامه ریزی استراتژیک شرکتها استفاده می شد. این مدل در حال حاضر به مدل HCMS(مدل مبنا) ارتقا و بهبود یافته است.
پیروی از این الگو مستلزم گذر از مراحل 25 گانه عملیاتی است که عبارت است از :
1- بررسی رسالت و فلسفه وجودی شرکت، رسالت یا فلسفه وجودی شرکت، قصد از بقاء سازمان را مشخص میکند که متعاقباً جهت استراتژی را تعیین میکند.
2- شناخت اهداف و هدف گذاری، در این مرحله می بایست حرکت های قبلی در جهت حصول اهداف مقداری سازمان مشخص گردد. در صورت امکان اهداف مقداری رقبا و حرکت های قبلی آنها نیز مشخص گردد. هدف گذاری در مدل CMS تابع عواملی چون اهداف گذشته، نیروهای محیطی، ارزشهای حاکم و عوامل و منابع داخلی بود.
3- بررسی و تجزیه و تحلیل محیط خارجی، با آنالیز PEST که وضعیت شرکت نسبت به عوامل اقتصادی، سیاسی، قانونی، فرهنگی-اجتماعی، تکنولوژیکی-تامین کنندگان بررسی میگردد.
4- آنالیز استراتژیک گروه، بوسیله آنالیز استراتژیک گروه میتوان موقعیت شرکت را در مقایسه با رقبا ارزیابی نمود.
5- بررسی و تجزیه و تحلیل محیط درونی، برای بررسی عوامل درونی سازمان لازم است عوامل مختلفی چون مدیریتی، فنی، نیروی انسانی، بازار و ... بررسی و اثرات آن بر شرکت تحلیل شود.
6- استخراج نقاط قوت و ضعف سازمان، با نتایج مرحله قبل میتوان لیستی از نقاط قوت و ضعف سازمانی تهیه و استخراج کرد.
7- شناسایی فرصت ها و تهدیدها، در این مرحله می بایست عوامل محیطی شرکت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
8 – آنالیز آسیب پذیری سازمان، با استفاده از نتایج گام 8 کار این مرحله صورت می گیرد.
9- تشکیل ماتریس ارزیابی IEFE، این ماتریس که با نتایج گام های قبلی صورت می گیرد، باعث مشخص شدن استراتژی کلان شرکت میشود.
10 – بررسی موقعیت استراتژی داخلی شرکت.
11- بررسی موقعیت استراتژی خارجی شرکت.
12- تشکیل دیاگرام SPACE.
13- اندازه گیری و تحلیل شاخصه های بهرهوری.
14-تعیین موقعیت شرکت در منحنی دوره عمر خود.
15- تعیین موقعیت شرکت در دوره عمر پورت-فولیو.
16- تدوین استراتژی و برنامههای عملی با استفاده از ماتریس ADL.
17- تدوین استراتژی با استفاده از ماتریس SWOT.
18- جمع آوری استراتژیهای اولیه حاصل از ماتریس ADL.
19- تهیه جدول ETOP به منظور پیش بینی آینده عوامل محیط بیرونی.
20- بررسی روند اثر روندهای محیطی بر استراتژیهای انتخاب شده.
21- تهیه جدول SAP برای پیش بینی روند آتی عوامل درونی شرکت.
22-سنجش استراتژیهای انتخاب شده با روند آتی عوامل درونی شرکت.
23- اولویت بندی استراتژی ها با استفاده از ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمّی(QSPM).
8- مدل تدوین استراتژی ذینفعان
در این مدل به همه افراد، گروهها، سازمانها و نهادهایی که به نحوی در سازمان مورد نظر ذینفع هستند توجه میشود. ترکیب و حل تعارض بین اهداف (گاه متناقض) ذینفع ها هدف اصلی این مدل است. برخی از ذینفع ها عبارتند از: سهامداران – مدیران – کارکنان – دولتها و ....
9- مدل برایسون
برایسون مدلهای برنامه ریزی استراتژیک را بررسی کرده و شرایط بکارگیری آنها را در بخشهای عمومی و غیرانتفاعی مورد تحلیل قرار میدهد و در نهایت خود رویکردی ارائه میدهد که در بخشهای عمومی و غیرانتفاعی قابل کاربرد باشد.
این مدل شامل یک فرایند پیوسته (مطابق با تعریف برنامه ریزی) و تکرارپذیر میباشد که پیش از اتخاذ هر تصمیمی آغاز شده و پس از اجرای آن تصمیم ادامه مییابد. در این جا این فرایند در قالب ده مرحله شرح داده میشود. از خصوصیات این فرایند این است که نتایج حاصل از هر مرحله میتواند در بازنگری یا تکمیل مراحل پیش از آن مورد استفاده قرار گیرند.
مراحل فرایند برنامه ریزی استراتژیک در مدل برایسون به شرح زیر میباشد:
(1) توافق اولیه: در این مرحله ضرورت برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان مورد برنامه ریزی بررسی شده و آشنایی با این نوع برنامه ریزی حاصل میشود. سازمانها، واحدها، گروهها یا افرادی که باید در برنامه ریزی درگیر شوند مشخص گردیده و توجیه میشوند. مراحلی که در برنامه ریزی باید انجام شوند شرح داده میشوند. روش انجام برنامه ریزی، زمانبندی انجام، آیین نامه های مورد نیاز برای جلسات و نحوه گزارش دهی مشخص می گردند. منابع و امکانات لازم تعیین می گردند.
(2) تعیین وظایف: وظایف رسمی و غیررسمی سازمان «باید هایی» است که سازمان با آنها روبروست. در این مرحله هدف اینست که سازمان و افراد آن وظایفی را که از طرف مراجع ذیصلاح (دولت، مجلس و. . .) به آنها محول شده است شناسایی نمایند. شاید این هدف به ظاهر خیلی روشن باشد ولی این واقعیت در بیشتر سازمانها وجود دارد که بیشتر افراد اختیارات و وظایف سازمانی را که در آن مشغول بکارند نمی دانند و اساسنامه آن را حتی برای یکبار مطالعه نکرده اند. از طرف دیگر وظایف محول شده به سازمان عموماً کلی بوده و تمام فضایی را که سازمان میتواند در آن فعالیت کند تعریف نمیکند. بنابراین ضروری است که با مطالعه وظایف مکتوب و مصوب سازمان اولاً با آن وظایف آشنا شد (که از این طریق بعضی از اختیارات و ذینفعان سازمان نیز شناسایی می گردند)، ثانیاً مواردی را که در حیطه اختیارات سازمان قرار می گیرند اما تا بحال کشف نشدهاند، شناخت.
(3) تحلیل ذینفعان: ذینفع فرد، گروه یا سازمانی است که میتواند بر نگرش، منابع یا خروجیهای سازمان تأثیر گذارد و یا از خروجیهای سازمان تأثیر پذیرد. تحلیل ذینفعان پیش درآمد ارزشمندی برای تنظیم بیانیه مأموریت سازمان است. تحلیل ذینفعان بسیار ضروری است، چرا که رمز موفقیت در بخش دولتی و غیرانتفاعی ارضای ذینفعان کلیدی سازمان است. اگر سازمان نداند که ذینفعانش چه کسانی هستند، چه معیارهایی برای قضاوت درباره سازمان به کار می برند، و وضعیت عملکردی سازمان در قبال این معیارها چیست، به احتمال زیاد نخواهد توانست فعالیتهایی را که باید برای ارضای ذینفعان کلیدی خود انجام دهد، شناسایی کند.
(4) تنظیم بیانیه مأموریت سازمان: مأموریت سازمان جملات و عباراتی است که اهداف نهایی سازمان، فلسفه وجودی، ارزشهای حاکم بر سازمان و نحوه پاسخگویی به نیاز ذینفعان را مشخص میکند. علاوه بر این موارد، اختلافات درون سازمانی را مرتفع ساخته و بستر بحث ها و فعالیتهای سازنده و مؤثر را هموار میکند. توافق بر مأموریت سازمان، تمام فعالیتهای آن را همسو می سازد و انگیزش و توجه ذینفعان سازمان خصوصاً کارکنان آن را افزایش میدهد.
(5) شناخت محیط سازمان: اساس استراتژیک عمل کردن شناخت شرایط است. یک بازیکن موفق فوتبال علاوه بر اینکه از توانایی ها و وظایف هر یک از اعضای تیم خود آگاهی دارد، سعی میکند شرایط تیم مقابل و نقاط قوت و ضعف هر یک از افراد آن را دریابد و با داشتن این مأموریت در ذهن یعنی پیروز شدن در بازی، در هر لحظه بهترین حرکت را انجام دهد. برای اینکه یک سازمان نیز در رسیدن به مأموریت خود موفق گردد باید شرایط حاکم بر خود را به خوبی شناسایی نماید. در این مرحله، محیط خارجی سازمان در قالب شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی مورد بررسی قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف آنها برای سازمان تعیین می گردند. در راستای شناخت محیط سازمان، در این مرحله محیط داخلی نیز در قالب ورودی ها، خروجی ها، فرایند و عملکرد سازمان مورد مطالعه قرار می گیرند.
(6) تعیین موضوعات استراتژیک پیش روی سازمان: این مرحله قلب فرایند برنامه ریزی استراتژیک است. موضوعات استراتژیک تصمیمات سیاسی و اساسی هستند که بر اختیارات، مأموریت، ارزشها، محصول یا خدمات ارائه شده، مراجعان یا استفاده کنندگان، هزینهها، تأمین منابع مالی، سازمان یا مدیریت تأثیر می گذارد. هدف این مرحله تعیین انتخاب هایی است که سازمان با آنها مواجه است.
(7) تعیین استراتژیها: به منظور پرداختن به هر یک از موضوعات استراتژیک پیش روی سازمان باید اقداماتی صورت گیرد که در قالب برنامهها، اهداف، طرحها و . . . بیان میشوند. این اقدامات استراتژی نامیده میشوند. در واقع استراتژی عبارتست از قالبی از اهداف، سیاستها، برنامهها، فعالیتها، تصمیمات یا تخصیص های منابع که مشخص میکنند سازمان چیست، چه کاری انجام میدهد و چرا آن را انجام میدهد. استراتژی ها میتوانند تحت سطوح سازمانی، وظایف و محدوده زمانی متفاوتی تعریف شوند.
(8) شرح طرحها و اقدامات: این مرحله میتواند در قالب مرحله قبل، مرحله تعیین استراتژیها، انجام شود اما از آنجایی که کار برنامه ریزی استراتژیک با تعیین استراتژیها به پایان می رسد و اجرای آن در قالب تعریف طرحها و اقدامات و مدیریت استراتژیک برنامه تهیه شده انجام میشود این تفکیک صورت گرفته است. به عبارت دیگر از این مرحله به بعد از مدل برایسون مربوط به اجرای برنامه و مدیریت استراتژیک میگردد. در این مرحله به منظور اجرای هر یک از استراتژیهای انتخاب شده تعدادی طرح و اقدام تعریف میگردد.
(9) تنظیم دورنمای سازمانی برای آینده: در این مرحله، توصیفی از شرایط آینده سازمان در صورت بکارگیری استراتژیهای تدوین شده و استفاده از تمام نیرو و منابع سازمان، ارائه میشود. این توصیف دورنمای موفقیت سازمان نامیده میشود که در آن شرحی از مأموریت، استراتژیهای اساسی، معیارهای عملکرد، بعضی از قواعد تصمیمگیری مهم و استانداردهای اخلاقی مد نظر همه کارمندان ارائه میشود. در صورت تنظیم چنین دورنمایی، افراد سازمان خواهند دانست که چه انتظاری از آنها میرود، پویایی و همسویی انگیزه و نیروی افراد در رسیدن به اهداف سازمان به وجود آمده و نیاز به نظارت مستقیم کاهش مییابد.
(10) برنامه عملیاتی یکساله: در این مرحله با استفاده از اطلاعات تدوین شده در مرحله هشتم و بر اساس اولویتهای تعیین شده توسط تصمیم گیران، یک برنامه عملیاتی تهیه شده و بر اساس آن مدیریت و کنترل طرحها و اقدامات انجام میشود.
10- مدل فرآیند استراتژیک

11- مدل اندروز


12- مدل استراتژی صنعتی
13- مدل هبل

14- مدل رایت
15- مدل فیلیپس
16- مدل پیرس
17- مدل برنامه ریزی بهبود عملکرد
18- مدل تجزیه و تحلیل سوالات بحرانی
19- مدل برنامه ریزی دیاگرام اهم
20- مدل ماتریس تعیین استراتژیهای اصلی
21- مدل روش تحلیل شکاف
22- مدل ADL
ماتریس قدمت- قدرت یا روش ADL مبتنی بر پارادایم تجویزی، رویکرد محتوایی مبتنی بر چرخه ی عمر محصول بوده و قابلیت به کارگیری در سطح سک شاخه از صنعت، محصولات مختلف یک شرکت و SBUها را دارد. ماتریس پیشنهادی ADL دارای ویژگیهای مشابه ماتریس های BSG و GE میباشد، یعنی تصویری از موسسه در فضایی دو بعدی ایجاد میشود. ADL در یک بعد، چهار مرحله دوره ی عمر را که بیانگر ویژگیهای صنعت می باشند، قرار داده است و در بعد دوم، میزان قدرت موسسه (موقعیت رقابتی موسسه) را در صنعت مشخص کرده است که در 6 گروه مسلط، قوی، مساعد، نگهداشتنی، ضعیف، و بدون دوام طبقهبندی شدهاند.
مسلط: در هر صنعتی در صورت وجود حداکثر یک شرکت میتواند نقش مسلط را داشته باشد. در صورت وجود چنین شرکتی، استانداردهای مربوط به آن صنعت را شرکت مسلط تعیین میکند.
قوی: شرکتهای قوی نیز در هر صنعتی یافت نمیشوند. یک شرکت قوی از امتیازهای معینی نسبت به رقبا برخوردار است. چنین شرکتهایی استراتژی خود را از میان انتخاب های خود برمی گزینند نا براساس حرکت های رقبا.
• مساعد: منظور از موقعیت مساعد این است که بعضی چیزها در نزد شرکت منحصربه فرد باشد. این میتواند به واسطهی تشخیص یک استراتژی یا بره برداری از یک تمرکز ویژه باشد. وقتی که صنایع بخش بخش باشد، پیشتازها سعی میکنند در یک موقعیت مساعد قرار گیرند.
• نگهداشتنی: نشانه هایی را از فرسایش و عملکرد بد از خود بروز میدهد. با این حال، جای تردید کمی وجود دارد که شرکت نتواند سزاواری و شایستگی خود را به واسطهی توجه زیاد به دست آورد. این موقعیت معمولا میتواند سود خود را در یک بازار محدود یا متمرکز حفظ کند.
• ضعیف: یک شرکت هنگامی در یک موقعیت ضعیف قرار دارد که در یک حالت زودگذر باشد. به طوری که تنواند برای مدت طولانی خود را حفظ کند و به ناچار وضعیت خود را ارتقا دهد یا از صحنه خارج شود.
• بدون دوام: نیازی به تعریف رسمی نیست، زیرا بیانگر آخرین مرحله ای است که در آن، شرکت واقعا توان بیشتری از آن را ندارد.
23- مدل پنج C و پنج P
24- مدل HPV در مقابل LDC
25- مدل بازار در مقابل محصول
26- مدل ماتریس تعیین جهت سیاستگذاریها (DPM)
27- مدل چرخه عمر سازمانها
یکی از مدل های کاربردی در رابطه با تحلیل موقعیت سازمانها، روش تعیین دوره عمر سازمان است. طبق این مدل هر محصول، صنعت یا کسب و کاری دارای یک دوره عمر است. بدین معنی که در یک مقطعی از زمان متولد و معرفی میشود، رشد میکند، به مرحله بلوغ می رسد و سپس مرحله اشباع و نهایتاً پیری و زوال آن فرا می رسد. لذا پس از اینکه جایگاه هر سازمان مورد شناسایی قرار گرفت، باید به گونهای برنامه ریزی نمود که همواره سازمانها در مرحله رشد و بلوغ خود باقی بمانند.
تئوری چرخه عمر در مواردی همچون محصولات، بازار، تکنولوژی و صنعت نیز کاربرد دارد و لذا از طریق تعیین جایگاه هر یک از عوامل فوق در طول منحنی میتوان تصویری واضح و دقیق نسبت به اقدامات و تمهیداتی که باید در آینده صورت گیرد، بدست آورد. لازم به ذکر است در شکل گیری هر یک از مراحل عمر سازمان عوامل متعددی از جمله ماموریت و رسالت سازمان، فناوری، ساختار سازمانی، مالکیت سازمانی، وضعیت بازار و بسیاری موارد دیگر دخالت مستقیم خواهند داشت.
مراحل اصلی دوره عمر سازمان عبارتند از:
• تولد، توسعه و معرفی
• رشد
• بلوغ و اشباع
• پیری و زوال و سقوط
در منحنی دوره عمر سازمان هر چه فاصله دوره رشد و دوره بلوغ کوتاه تر باشد، نقش فعالیتهای تحقیق و توسعه (R&D) بیشتر میشود و در واقع در این سازمانها R&D از جایگاه بسیار ویژه ای برخوردار میشود. و بالعکس هر چه فاصله دوره رشد و دوره بلوغ طولانی تر شود، نقش R&D در این صنایع کمتر میشود. صنعت فولاد از این دسته میباشد.
نکته دیگری که در مورد منحنی چرخه عمر قابل ذکر میباشد، کاربرد وسیع آن در صنایع با تکنولوژی بالا است. براساس منحنی چرخه عمر، اگر صنعتی دارای نرخ رشد بالایی باشد، امکان نفوذ در بازار آن صنعت افزایش یافته و میتوان سهم بازار را حتی الامکان افزایش داد، بدون اینکه تاثیری بر فروش رقبا کاهش یابد، چرا که بازار کاملاً اشباع شده است.
منحنی چرخه عمر سازمان دارای دو نقطه ضعف اساسی میباشد، اولاً مدت زمان دو مرحله در منحنی دوره عمر از صنعتی به صنعت دیگر فرق داشته و تشخیص اینکه صنعت در حال حاضر در چه مرحله ای است، بسیار مشکل است. مانند تفاوت در مدت زمان دو مرحله در منحنی دوره عمر دو صنعت کامپیوتر و فولاد. ثانیاً شرکتها از طریق نوآوری میتوانند شکل منحنی دوره عمر را تغییر دهند. بعبارت دیگر قبل از رسیدن به مرحله ی اشباع مرحله تولد و رشد دیگری آغاز نمایند، مانند شرکت اینتل.
1-27- مدل تجزیه و تحلیل هوفر
مدل تجزیه و تحلیل هوفر (ماتریس ارزیابی بازار/ کالا) بعنوان یک ابزار تجزیه و تحلیل تحت عنوان ماتریس ارزش یابی بازار/ کالا روش توسعه یافته ی مدل های BCG و GE میباشد. در این روش وضعیت رقابت و مراحل عمر کالا به عنوان عوامل اصلی مورد بررسی قرار می گیرند. در محور افقی این ماتریس مراحل عمر محصول ر ا بنابر نظریه ی هوفر در پنج مرحله ی معرفی، رشد، لرزش (تکان خوردن)، بلوغ (رشدیافتگی)، و پیری و زوال خلاصه میشود، نشان داده میشود. در محور عمودی نیز وضعیت رقابت در سه سطح قوی، متوسط، و ضعیف قرار می گیرند.
در ماتریس ارزش یابی بازار/ کالا هر دایره نشان دهنده ی بزرگی بازاری است که واحدهای استراتژیک بازرگانی (SBU) در آن فعالیت میکنند. به علاوه، برش هر دایره سهم بازار موسسه را در داخل مجموعه صنعت نشان میدهد. همچنان که در تجزیه و تحلیل خوفر مشاهده میشود، هر واحد SBU برروی ماتریس، بنابر پتانسیل های بازار و سهم کالا در بازار، وضعیت رقابت بازار و مرحله ی عمری که کالا در آن قرار دارد، ارزش یابی میشود. گذشته از تجزیه و تحلیل چهار ویژگی فوق در این ماتریس، از جمله خصوصیات مهم دیگر روش هوفر این است که تنها برای SBUهای یک موسسه کاربرد ندارد، بلکه با قرار دادن یک SBU مشخص همراه با رقبایش در ماتریس مربوطه، امکان انجام تجزیه و تحلیل مقایسه اس را فراهم میکند.
2-27- مدل تجزیه و تحلیل پایمز
3-27- مدل کارت امتیازی موزون BSC
مدل کارت امتیازی متوازن (Balanced Score Card model) یا مدل ارزیابی متوازن تکنیکی جهت تبدیل استراتژی به عمل میباشد، به عبارتی دیگر مدل مزبور تکنیکی جهت عملیاتی ساختن آرمان، ماموریت، استراتژیهای سازمانها بوده وچشم انداز آینده شرکت حوزه اصلی بررسیهای مدل ارزیابی متوازن میباشد. کارت امتیازی متوازن صرفا نقش کنترلی نداشته است و معیارهای آن برای توصیف عملکرد گذشته بکار نمی روند بلکه این معیارها ابزاری جهت تبین استراتژی ساز مان میباشد که با هماهنگی فعالیتها در سطوح مختلف سازمان امکان دستیابی به اهداف سازمانی را میسر می سازد.
● دلایل عدم اجرای استراتژیهای تدوین شده در سازمان
بر اساس تحقیقاتی که توسط کاپلان و نورتون در بیش از ۵۰۰ واحد صنعتی صورت گرفت،بسیاری از مدیران ارشد واحد های صنعتی ازاجرای استراتژی درسازمانها رضایت نداشته که عمدهترین دلیل آن تدوین استراتژی در سطوح بالای سازمان وعدم مشارکت اعضاء در فرایند برنامه ریزی استراتژیک میباشد.
در تحقیقات کاپلان و نورتون دلایل عدم اجرای اثربخش استراتژیهای تدوین شده به شرح زیربیان شده است.
۱) عدم مشارکت کارکنان در فرآیند برنامه ریزی استراتژیک شرکت
استراتژیهای سازمانی جهت حصول به نتایج مورد انتظار می بایست با مشارکت وتعامل کار کنان کلیدی سازمان تهیه و تدوین گردد ،از اینرو تهیه و تدوین استراتژیهای سازمانی بدون مشارکت پرسنل سازمان از ضمانت اجرائی لازم بر خوردار نخواهد بود.
۲) موانع مدیریتی
سیستم ها و زیر ساختار های مدیریتی در سازمانها جهت کنترل و هماهنگی فعالیتها واقدامات تدوین شده است و می بایست متناسب با تغییرات و تحولات محیطی مورد ارزیابی و بازنگری قرار گیرد٬ لذا عدم تحقق این امر سازمانها را در مواجهه با تغییرات و تحو لات محیطی ناتوان ساخته است و موجب از دست رفتن مزیت های رقابتی میشود .
۳) موانع عملیاتی
در بسیاری از سازمانها فرایند بر نامه ریزی بطور مجزا از فرآیند برنامه ریزی استراتژیک انجام میشود و این در حالیست که دوفرآیند مذکور به یکدیگر مرتبط بوده اند و عدم توجه بدین موضوع منجر به بروزموانع و محدودیت هایی جهت اجرای استراتژیهای سارمانی میشود.
۴) موانع کارکنان
عدم همسوئی اهداف کارکنان با اهداف سازمانی و عدم انطباق نظام انگیزش و ارزیابی عملکرد کارکنان با اهداف و استراتژیهای شرکت، موجب عدم تحقق استراتژیهای سازمانی شده و درنتیجه استراتژیهای سازمان در اجراء با مقاومت کار کنان مو اجه میشود .
ازدید گاه کاپلان و نورتون عواملی که فوقا بدان اشاره گردید عمدهترین دلایل عدم اجرای مو فقیت آمیز استراتژی درسازمانها میباشدو مدل کارت امتیازی متوازن با هدف رفع موانع مذکور ارائه شده است.

مدل کارت امتیازی متوازن٬ نگرش جدیدی جهت اجرای استراتژی در سازمان میباشد و بدنبال اندازه گیری انگیزه ها در سازمان میباشد به عبارت دیگر مدل مزبور بدنبال پاسخگوئی بدین موضوع است که اساسا چه کارهائی باید انجام شود و چه شاخصهای می بایست مورد ارزیابی قرار گیرد.
4-27- مدل ماتریس گزینههای استراتژیک مالی
5-27- مدل مزیت رقابتی ملتها
6-27- مدل برنامه ریزی دیاگرام اهم
7-27- مدل رشد انسف
8-27- مدل ارزیابی موقعیت و اقدام استراتژیک (SPACE)
• به منظور غلبه بر محدودیت های روشهای موجود، مدل SPACE به عنوان شکل توسعه یافته تری از مدل ماتریس BCG ارائه شده است. محورهای ماتریس ارزیابی موقعیت و اقدام استراتژیک نشان دهنده ی دو بعد درونی و بیرونی صنعت میباشد. توان مالی (FS) و مزیت رقابتی (CA) از جمله شاخصهای اصلی عوامل داخلی صنعت بوده و دو عامل ثبات محیط (ES) و توان یا استحکام صنعت (IS) نیز از جمله شاخصهای اصلی عوامل خارجی می باشند.
• قوت و توان مالی (FS): شامل نرخ بازگشت سرمایه، میزان سرمایه، میزان سرمایه در گردش، نسبت های مالی و قدرت نقدینگی، جریان نقدینگی، سهولت خروج از بازار، و میزان ریسک پذیری تجارت میباشد.
• مزیت رقابتی (CA): شامل سهم بازار، کیفیت تولیدات و محصولات، دوره ی عمر محصول، میزان وفاداری مشتریان، ظرفیت رقابتی، دانش فنی و میزان کنترل بر منابع کالا و توزیع کنندگان میباشد.
• ثبات محیط (ES): شامل تغییرات تکنولوژیک، روند تغییر تقاضا، نرخ تورم، قیمت محصولات رقبا، موانع ورود به بازار، فشارهای رقابتی و کشش قیمتی تقاضا میباشد.
• استحکام و توان صنعت (IS): شامل پتانسیل رشد و سودآوری، ثبات مالی، آگاهی تکنولوژیک، سرمایه و منابع مورد استفاده، سهولت ورود به بازار، و ظرفیتهای مورد استفاده میباشد.
برحسب این که موقعیت استراتژیک شرکت در کدام یک از مناطق چهارگانه ی مدل قرار داشته باشند، چهار استراتژی زیر پیشنهاد میشود:
11. تهاجمی
12. رقابتی (ترکیبی)
13. محافظه کار
14. تدافعی
هنگامی که نوع استراتژی سازمان تهاجمیباشد، نشان دهنده ی آن است که سازمان در بهترین شرایط ممکن قرار دارد و میتواند با استفاده از نقاط قوت خود، از فرصت های موجود حداکثر استفاده را نماید، نقاط ضعف خود را برطرف نماید و جلوی تهدیدهای خارجی را بگیرد.
بنابراین، سازمان در حالت تهاجمی با استراتژیهای رسوخ در بازار، توسعه ی محصول، یکپارچگی عمودی به پایین، یکپارچگی عمودی به بالا، یکپارچگی افقی و تنوع همگون، تنوع ناهمگون، تنوع افقی یا استراتژی ترکیبی به بستگی به شرایط خاصی دارد، مواجه میشود.
هنگامی که مختصات بردار ارزیابی سازمان در منطقه ی محافظه کار قرار گیرد، بدین معنی است که سازمان باید نقاط قوت و شایستگیهای کلیدی خود را حفظ نماید و خود را در معرض ریسک های بزرگ قرار ندهد. اغلب، استراتژیهای محافظه کارانه شامل تمهیدات لازم برای ارتقا بهرهوری و رسوخ محدود در بازار، افزایش محدود ظرفیت تولید و غیره میباشد.
در حالت تدافعی شرکت باید نقاط ضعف خود را برطرف نموده و جاوی تهدیدهای محیطی رل بگیرد. استراتژیهای تدافعی شامل کاهش یا حذف بعضی از فعالیتها، فروش یا واگذاری بخشهای زیان ده سازمان، انحلال و تنوع همگون میباشد. و سرانجام، در حالت رقابتی، سازمان باید استراتژیهای رقابتی شامل یکپارچگی عمودی به بالا، یکپارچگی عمودی به پایین، یکپارچگی افقی، رسوخ در بازار، توسعه ی بازار، توسعه ی محصول و تشکیل مشارکت را اجرا نماید.
28- مقایسه مدل های رایج فرهنگ سازمانی
| ویژگی ها/ انواع مدل ها | بنیانگذاران | عناصر اصلی | مدل های فرهنگی |
| مدل گردن | گردن | سازگاری - مسئولیت - استانداردها - پاداش ها - شفافیت سازی - صمیمیت و حمانیت - رهبری | فاقد مدل مشخص |
| مدل رابینز | رابینز | تشویق و تهدید - میزان کنترل مدیریت | چهار رویکرد مبتنی بر پارامتر پاداش/ تهدید و میزان کنترل مدیریت به وجود می آیند. |
| مدل هاروی و براون | هارول - براون | تعداد افراد متعهد به ارزشهای سازمان - میزان تعهد به ارزشهای سازمان | فرهنگ قوی، ضعیف و میانه |
| مدل استانلی دیویس | استانلی - دیویس | استراتژی - میزان اهمیت هر اقدام در استراتژی میزان سازگاری استراتژی با فرهنگ سازمانی | چهار مدل قابل قبول، کنترل - اغماض، مدل غیر قابل قبول |
| مدل مکانیکی و ارگانیکی | استاگر و برنر الگوی لورش و لارنس | میزان پیچیدگی محیط- میزان تغییرات محیط | سیستم ارگانیکی و سیستم مکانیکی، ساده و پایدار و پیچیده و ناپایدار |
| مدل هندی | چارلز هندی | میزان توجه به داخل و خارج - میزان ثبات و پایداری محیط | فرهنگ سازمانی وظیفه، نقش، فرد و قدرت |
| مدل هرسی بلانچارد | هرسی و بلانچارد | میزان انسجام داخلی - میزان تطبیق پذیری | فرهنگ مشارکتی، یادگیری، رقابتی و بورکراتیک |
| مدل کوئین | رابرت کوئین | کانون توجه (داخل - خارج)- میزان انعطاف و کنترل | سیستم های بازار محور، سلسله مراتبی، ادهوکراسی و قبیله ای |
| مدل ریچارد دفت | ریچارد - دفت | کانون توجه (داخل - خارج)- میزان انعطاف و کنترل | فرهنگ انعطاف پذیر، مشارکتی، ماموریتی، بورکراتیک |
| مدل هال | ریچارد اچ هال | کانون توجه (داخل - خارج)- میزان انعطاف و کنترل | سیستم های باز - فرآیندی - روابط انسانی - عقلایی |
| مدل هافستد | گیرث هافستد | فاصله قدرت - ابهام گریزی - مرد گرایی/ زن گرایی - جمع گرایی/ فرد گرایی | دیوان سالار، ارگانیک، مشارکتی و قبیله ای |
لینک مستقیم : http://www.bsmt.ir/1020/مدل-های-برنامه-ریزی-راهبردی-محدوده/

