1- مدل های ارزیابی عملکرد
1-1- مدلهای فرآیند ارزیابی 360 درجه
- مدل اول: تحلیل شغلی
- مدل دوم: قابلیتهای فردی
- مدل سوم: برنامه ریزی استراتژیک
- مدل چهارم: تئوری توسعه
- مدل پنجم: تئوری شخصیتی
2-1- مدلAHP
3-1- مدل TOPSIS
4-1- مدل EFQM (مدل بنیاد اروپایی کیفیت)
مدل بنیادی اروپایی کیفیت بعنوان چارچوبی اولیه برای ارزیابی و بهبود سازمانها معرفی شده است، مدلی که نشان دهنده مزیت های پایداری است که یک سازمان سرآمد باید به آنها دست یابد. کار طراحی این مدل بصورت جدی از سال 1989 میلادی آغاز شده و مدل تعالی EFQM در سال 1991 معرفی گردید. این مدل بسرعت مورد توجه شرکتهای اروپایی قرار گرفت و مشخص گردید که سازمانهای بخش عمومی و صنایع کوچک هم علاقه دارند از آن استفاده کنند در سال 1995 ویرایش مربوط به بخش عمومی و در سال1996 مدل مربوط به سازمانهای کوچک توسعه داده شد.
سازمانها بدون توجه به نوع فعالیت، اندازه و ساختار و یا میزان بلوغ سازمانی، به منظور کسب موفقیت در دستیابی به آرمان و اهداف راهبردی خود نیازمند به استقرار سیستم مدیریتی مناسب هستند.
مدل برتری بنیاد اروپایی کیفیت ابزاری اجرایی جهت کمک به سازمانها برای اطمینان از تحقق استقرار سیستم مدیریتی مناسب بوسیله سنجش میزان قرار گرفتن در مسیر برتری پایدار است و به آنها کمک میکند تا فاصله ها را شناسایی و سپس راه حل ها را با انگیزه بیشتر تعیین کنند.
5-1- چارچوب مدل EFQM
مدل تعالی EFQM چارچوبی غیر تجویزی بر پایه 9 معیار میباشد که پنج معیار توانمند سازهاو چهار معیار نتایج می باشند. معیارهای توانمند سازی (چگونه)آنچه را که سازمان انجام میدهد پوشش میدهند. معیارهای نتایج (چه)آنچه را که سازمان بدست می آورد پوشش میدهد و نتایج بوسیله توانمند سازها حاصل میشود. به عبارت دیگر نتایج متعالی در عملکرد مشتریان، کارکنان و جامعه از طریق رهبری، اتخاذ سیاست و استراتژی مناسب، منابع انسانی، منابع و زنجیره تأمین و فرآیندها بدست می آید. طرح شماتیک کلی مدل در شکل شماره زیرنشان داده شده است.
- حوزه نتایج
در حوزه نتایج عملکردهای کلیدی انتظارات سهامداران بعنوان یکی از گروههای ذینفع (بیرونی) در نظر گرفته میشود و دستاوردهای مالی، غیرمالی و شاخصهای عملکردی را مورد بررسی قرار میدهد. در حوزه نتایج برای مشتری، مشتریان به عنوان یکی از گروههای ذینفع در نظر گرفته شده و شاخصهای مرتبط با آن مد نظر این حوزه قرار می گیرد. انتظارات جامعه بعنوان یکی از گروههای ذینفع بیرونی و شاخصهای مرتبط با آن نیز در حوزه نتایج برای جامعه مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
- حوزه توانمند سازها
تعیین مأموریت و آرمان سازمان و تسهیل دستیابی به آن، تعیین خط مشی ها، برنامهها اهداف بلند مدت و کوتاه مدت و فرآیندها، دانش و توانایی بالقوه منابع انسانی، حلقههای بیرونی زنجیره تأمین برای حمایت از خط مشی و راهبرد و همچنین بهبود فرایندها و ایجاد ساختار و سیستم متناسب برای مشتریان در قالب حوزه های پنجگانه، مورد بحث توانمند سازها میباشد.
6-1- مدل های سرآمدی سازمانی Business Excellence Models
عبارت است از یک قالب یا چارچوب که از طرف شخص، گروه، موسسه، کشور، سازمانی محلی یا بینالمللی برای مقایسه، انتخاب و ارتقای عملکرد سازمانها و شرکتها طراحی و تعمیق مییابد. برخی مدلـهای کلاسیک سرآمدی عبارتند از:
- هامرHammer
- ویلن، هانگر Wheelen/Hunger
- دفت Richard Daft
- فرنچ و بل French & Bel
- پورتر و کاپلان BSC
- بلیک و موتونBlake&Mouton

7-1- مدل مالکوم بالدریج
جایزه کیفیت مالکوم بالدریج در آگوست 1987 ایجاد شد. مفاد مربوط به این جایزه ملی در قانون اساسی ایالات متحده درج شده و در سال 1988 انتشار یافت. این جایزه به منظور شناسایی میزان دستیابی سازمانهای امریکایی به کیفیت و عملکرد و میزان رشد آگاهی آنها نسبت به اهمیت کیفیت و برتری عملکرد تحت یک قالب رقابتی ایجاد شده است. در ابتدا حوزه های در نظر گرفته شده جهت این جایزه به سه دسته تولید، خدمات و شرکتهای کوچک محدود بود، اما در سال 1999 مراکز درمانی و آموزشی نیز جزء حوزه این جایزه قرار گرفتند.
مدل و معیارهای ارزیابی جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج تقریباً هر سال بازنگری و تجدید نظر شده است. مدل ویرایش سال 2002 این جایزه در شکل زیر ارائه شده است.
براساس این مدل معیارهای ارزیابی جایزه از هفت معیار اصلی تشکیل شده است.
معیارهای مدل مالکوم بالدریج بر مبنای مجموعهای از ارزشها و مفاهیم کلیدی تدوین شدهاند که عبارتند از:
1. رهبری دوراندیش
2. برتری مشتری مدار
3. یادگیری شخصی و سازمانی
4. ارزش دادن به کارکنان و شرکاء
5. تحرک و چالاکی
6. تمرکز بر آینده
7. مدیریت نواوری
8. مدیریت برمبنای حقیقت
9. مسئولیت های عمومی و شهروندی
10. تمرکز بر نتایج و ایجاد ارزش
11. دیدگاه سیستمی
معیارهای ارزیابی جایزه ملی مالکوم بالدریج
- رهبری 120 امتیاز
- برنامه ریزی استراتژیک 85 امتیاز
- تمرکز بر مشتری و بازار 85 امتیاز
- داده ها و اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن 90 امتیاز
- تمرکز بر منابع انسانی 85 امتیاز
- مدیریت فرایند 85 امتیاز
- نتایج تجاری 450 امتیاز
جمع امتیازات 1000 امتیاز. در نمودار زیر شمای کلی مدل نشان داده شده است.

8-1- مدل BSC
9-1- مدل شناخت برتری سازمانیCED
برتری سازمانی به معنای برخورداری از قدرت رقابت، توانایی حل مشکلات عملیاتی، قدرت رهبری، نوآوری و داشتن مسئولیت اجتماعی است. این مدل توسط رابرت بلیک و چین موتان توسعه داده شده است.
- موارد کاربردCED
- مطالعه پویایی کسب و کار
- افزایش آگاهی نسبت به امکانات بهبود و تمرکز کوشش ها بر فرصت ها و رفع موانع سازمانی
- کمک به مدیران در وزن دهی و ارزیابی نقاط ضعف سازمان و اولویت گذاری حیاتی ترین مسایل برای تقویت نقاط قوت سازمان
- کمک به گروه ها و تیم های رده بالا برای شناسایی موانع سازمانی موجود در راه نیل به برتری سازمان و ایجاد تعهد نسبت به رفع آنها
- ایجاد مبنای بازنگریهای سالانه سازمان
- پیش بینی و احتراز از مشکلات پیش روی سرمایهگذاری و کسب و کارهای جدید
مدل کاهش استراتژیک هزینهها و بهبود عملکرد
در هر موسسه اقتصادی اعم از تولیدی یا خدماتی، عدم استفاده کارا از منافع منجر به بروز هزینههای اضافی برای سازمان و به تبع آن کاهش حاشیه سود یا افزایش قیمت محصول (کالا و یا خدمات) میشود. رویکرد کاهش استراتژیک هزینهها و بهبود عملکرد با تکیه بر اصل ارتباط میان بهبود عملکرد شرکت با کاهش هزینهها توسعه یافته است. در این روش تمامی ابعاد یک سازمان با هدف بهینه سازی مورد مطالعه قرار می گیرد. تا از طریق شناسایی حوزه های ناکارا و بهبود عملکرد، هزینهها کاهش یابد.
در این روش مطالعه تفصیلی تمامی ابعاد یک سازمان با هدف بهینه سازی و منطقی سازی آنها انجام می گیرد تا از طریق بهبود عملکرد، هزینههای شرکت در ابعاد مختلف به حداقل و کارایی آن به حداکثر برسددر یک مراسم این روش به بهبود کارایی فرایند، از طریق بهینه سازی وظایف مختلف و حصول اطمینان از عدم تکرار دوباره کاری در وظایف/ فرآیندهای سیستم، کمک میکند، این مدل همچنین امکان تجدید ساختار و منطقی کردن ترکیب نیروی انسانی را فراهم می آورد تا عملکرد شرکت بهبود و هزینهها کاهش یابد.
- ویژگیهای اصلی روش کاهش استراتژیک هزینهها
- پوشش وسیع: در این روش کل زنجیره ارزش شرکت تحت پوشش قرار می گیرد.
- تمرکز: در این روش فعالیتهای کلیدی در کسب و کار اولویت بندی میشوند و به منظور ایجاد حداکثر ارزش آنها مورد مطالعه قرار می گیرند.
- مشارکت: در فرآیند مطالعه کاهش استراتژیک هزینهها، مشاکت کارکنان شرکت در کلیه سطوح وجود دارد. این امر سبب میشود که کارکنان نسبت به یافته ها و نتایج کار اطمینان داشته آنرا حاصل کار خود بدانند و در اجرای توصیه های بهبود، مشارکت فعال داشته باشند.
- الگوبرداری: در کاهش استراتژیک هزینهها، عملکرد شرکت با الگوهای برتر ملی و بینالمللی مقایسه میشود تا اهداف مشخص و قابل حصول برای شرکت تعیین گردد.
- تسهیل در اجرا: در این روش، موارد سریع الاجرا و ممکن به سرعت شناسایی شده و براساس میزان صرفه جویی، اهمیت صرفه جویی در عملیات، مدت اجرا و پیاده سازی اولویت بندی و در مدت کوتاهی پیاده میشوند.
- مزایای کاهش استراتژیک هزینهها
- افزایش میزان درآمد و کاهش در هزینهها و به تبع آن بهبود سودآوری
- استفاده بهینه از منابع از طریق کاهش زمان گردش منابع و گردش بهتر موجودی ها
- انعطاف پذیری بیشتر در قیمت گذاری
- بهبود در خدمات قابل ارائه به مشتری و بهبود سهم بازار
- مشارکت فعال کارکنان در امر کاهش هزینهها
لینک مستقیم : http://www.bsmt.ir/1084/مدلهای-ارزیابی-عملکرد-محدوده/

